كاش تو قحطيه ي شقايق بشينيم توي يه قايق, بزنيم دلو به دريا من و تو تنهاي تنها
اونقدرميرم كه ساحل بشه از من وتو غافل
قايقو باهم مي رونيم,اونجا تا ابد ميمونيم
جاييكه نه اسمونش نه صداي مردمونش نه غمش نه جنب و جوشش
مثه اينجا اهني نيست
خب ببين يادت بمونه كسي هم اينو ندونه
زنده بودم اكه فردا وعده ي ما لب دريا
نظرات شما عزیزان: